تبليغاتX
جهادگرشهيد مهندس حاج رضانصوحي

 

نگاهی به:

 

ابعاد شخصیت و دیدگاههای شهید نصوحی

 

 

 

 

شهید مهندس حاج رضا نصوحی یکی از آن دلسوختگانی بود که باید ابعاد مختلف شخصیتش را به رشته ی تحریر در آورد.

 

بعد فکری و اعتقادی

 

اگر بخواهیم به طور مختصر خط سیر زندگی شهید را بررسی نمائیم مواجه می شویم با یک وجود عظیم مذهبی که در شرایط اجتماعی آن زمان کمتر نظیرش یافت می شد. در زمانی که طاغوت همه جا حکومت داشت و همه جا را ظلمت و تاریکی فرا گرفته و چهره ی واقعی اسلام فقاهتی مظلوم واقع گشته بود و از اسلام ذکر و ورد و ظاهری بیش در نظر مردم جلوه گر نبود و عوامل استعمار نمی گذاشتند که مردم با حقایق الهی آشنا شوند و مجالس مذهبی گمراه کننده و تخدیری بر پا بود و حقایق وارونه جلوه داده می شد و دسترسی به معارف اسلامی مشکل بود و اکثر جوانان این مرز و بوم غرق در منجلاب و بدبختی بودند، شهید بزرگوار بر خلاف این جریان حرکت کرده و اسلام فقاهتی را در زندگی خود ترسیم نموده و همواره روی این محور حرکت کردند و خود را از سرچشمه ی حقایق الهی سیراب نمودند. گر چه در آن زمان مؤمن بودن کاری بس دشوار بود و از دید حکام حکومتی و نیز دیدگاه فرهنگی  و فکری حاکم بر جامعه، مورد حمله واقع  می گشت ولی با این وجود  سعی در شناساندن اسلام به خویش و طالبان راهش نمود و در این مسیر مورد حملات شدیدی از جانب بدخواهان و منحرفین و  بعضاً ساده اندیشان و ساده لوحان قرار  می گرفت  و همواره از طرف وابستگان به طاغوت مورد تمسخر و تحقیر واقع می گشت . با ورود به دانشگاه که درآن زمان از حساسیت خاصی برخوردار بود راه دشواری را در جلوی خود می دید زیرا که جو حاکم بر دانشگاه یک جو ناسالم فکری بود و کمتر کسی می توانست خود را حفظ کند و در راه مستقیم الهی ثابت و استوار بماند اما این شهید بزرگوار بدون کوچکترین لغزش و انحرافی ثابت قدم ماند و علی رغم تمام حرکتهای کور رژیم ستم شاهی در جهت مسخ فرهنگ اسلامی در محیط دانشگاه و مبارزه با بچه مسلمانان و علی رغم وجود تمام آن دستجاتی که با نام رهایی از ظلم مشغول ترویج مکتبهای کفر و الحاد و شرک بودند با تمسک به مکتب اسلام سعی در نجات خویش و دیگران نمود و با پیوستن به تشکیلات مبارزاتی دانشجویان متعهد و مسلمان در جهت تقویت بعد اعتقادی و فکری خویش کوشید. با شرکت در جلسات تفسیر قرآن و تماس مستقیم با روحانیت مبارز، اسلام واقعی با گوشت و پوست و خونش عجین گردید و این امتیاز بسیار بزرگی بود که ایشان در آن زمان و در آن جو ناسالم دارا بود و این بینش را تا آخر با خود داشت.

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 9:7 |