تبليغاتX
جهادگرشهيد مهندس حاج رضانصوحي

وصیت نامه ی شهید سعید نصوحی

 

امام خمینی: آنچه در مقابل شماست جملاتی از وصیت های  عده ای از شهدای انقلاب اسلامی است. به راستی انسان را به یاد شهدای صدر اسلام می اندازد و من شرمم می آید که خود را در مقابل این عزیزان سر شار از ایمان و عشق و فداکاری به حساب آورم.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالعَصرِ ، اِنَّ الاِنسانَ لَفِی خُسرٍ، اِلَّاالَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَوَاصَوا بِالحَقِّ وَ تَوَاصَوا بِالصَّبرِ.

قسم به عصر نورانی رسول یا دوران ظهور ولی عصر که انسان همه در خسارت و زیان است مگر آنان که به خدا ایمان آورده اند و نیکو کار شدند و به درستی و راستی و پایداری در دین یکدیگر را سفارش کردند.

با درود و سلام به منجی عالم بشریت مهدی موعود(عج) و نایب بر حقش امام خمینی و بر دلیران صحنه ی پیکار و بر شما مردم شهید پرور.

گرچه کوچکتر از آنم که وصیتی داشته باشم ولی به عنوان یک خدمتگزار چند سفارشی با شما دارم. سپاس خدای را که جهان را خلق کرد و لطف و کرمش را نصیبم گرداند که خدمتگزارجامعه ی خویش باشم و طاقتم داد که با کفر بجنگم و درخت اسلام را با خون خویش آبیاری کنم . از خدا طلب عفو و بخشش می کنم گر چه گنه کار بودم و از دستوراتش نافرمانی کردم . ای مردم از شما می خواهم که همیشه در صحنه باشید و پشتیبان و یاور رهبر خود باشید که شما را بیدار می نماید که مبادا زیر سلطه ی ابر قدرت ها بروید.

ای مردم جنگ در مرحله ی حساسی است و از شما می خواهم همان طور که تا کنون در صحنه ی جنگ بوده اید هم اکنون نیز صحنه ی جنگ را خالی نکنید که دشمن به بن بست رسیده و راه دیگری جز فرار ندارد. پس وحدت خویش را حفظ کنید تا این که دشمن و فتنه از روی زمین بر چیده شود همان طور که آیه ی قرآن می فرماید:" وَ قاتِلُوهُم حَتی لا تَکُونَ فِتنَه" بکشید کفار را تا فتنه ای نباشد.

ای پدر مهربانم و ای مادر دلسوزم از شما می خواهم که مرا حلال کنید. من خود را دیر شناختم و از نماز و روزه عقب ماندم، امیدوارم تا جایی که برای شما امکان دارد برایم انجام دهید و اگر نمی توانید به فقیران و تهی دستان کمک کنید.از شما می خواهم که همیشه در صحنه ی انقلاب باشید. پدر و مادر عزیزم مبادا برای من یک قطره اشک بریزید برای اینکه مبادا دشمنان اسلام و انقلاب سر سوزنی شاد شوند. از پدر و مادرم می خواهم که مرا حلال کنند هر خوبی که نه هر بدی از من دیدید ببخشید و حلالم کنید. از برادرانم مسعود و محسن هم می خواهم که مرا حلال کنند و از تو مسعود می خواهم که راه مرا ادامه دهی با حضور در جبهه و جنگ، با حضور خود در راهپیمایی ها و در مساجد.

 از سمیه خواهر کوچکم می خواهم مرا حلال کند در آینده که بزرگ شد و از تمام خویشاوندان می خواهم که مرا حلال کنند، از پدر بزرگ، مادر بزرگ و فرامرز دائیم.

 

 

 

 

 

 

و این شعر زیبا که همیشه ورد زبان شهید بود و در پایان وصیت نامه اش حک کرد تا عشق به مولی را به ما بیاموزد.

 

دلا باید به هر دم یا علی گفت     

                                        نه هر دم بل دمادم یا علی گفت

دو مؤمن را ببین وقت ملاقات    

                                        زبان هر دو با هم  یا علی گفت

دمی که  روح  بر آدم  دمیدند   

                                        ز جا بر خاست آدم یا علی گفت

نبودی نوح را ایمن ز طوفان    

                                       به اخلاص آن مکرم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها شد 

                                        کلیم  آنجا  مُسَلَّم    یا  علی گفت

نمی شد جان مرده زنده هرگز   

                                       یقین عیسی بن مریم یا علی گفت

پیامبر چون شب معراج برخاسب

                                        به قصد قرب اعظم یا علی گفت

به فرقش کی اثر می کرد شمشیر

                                         گمانم  ابن  ملجم   یا علی گفت

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 8:49 |